الگوی روشهای تدریس مبتنی بر توسعه آینده پژوهی در آموزش

یکی از وظایف مهم آموزش، توانمندسازی دانشجویان در برابر چالشها، تقاضاها و نیازهای آینده است. توسعه آینده پژوهی دانشجویان میتواند از طریق آموزش بهبود یابد، بنابراین میتوان ادعا نمود که یکی از متغیرهای مهم، کیفیت روشهای تدریس و یادگیری است که میتواند بر توسعه توانایی آینده پژوهی دانشجویان تأثیرگذار باشد.

اولین و مهمترین وظیفه نظام آموزشی، آماده سازی دانشجویان برای نیازها، چالش ها و تقاضاهای آینده است بنابراین یکی از وظایف دانشگاه ها، توانمندی دانشجویان در عرصه های مختلف ازجمله شناخت آینده یا آینده پژوهی است. عدم توانایی دانشجویان در مواجهه با تغییرات و تحولات آینده یکی از چالش هایی است که باعث شده است، دانشجویان در آینده سهم بازار کار را از دست بدهند. منشاء مطالعه آینده را می توان در کنده کاریهای عهد باستان بر روی چوب، استخوان، سنگ و ظروف سفالی مشاهده کرد که با هدف انتقال اطلاعات یا حفظ سوابق صورت می گرفت . توان پیش بینی آینده در همان اوایل زندگی، خود را نشان می دهد، در واقع به محض درک این مهم از سوی نوزاد که گریه اش واکنش دیگران را در پی دارد، توان پیشبینی آینده رخ می دهد. بنابراین باید چنین گفت که اندیشیدن درباره آینده مقوله ای تازه نیست، این مقوله پدیده ای جهان شمول است که میتوان ریشه آن را در دوران پیش از تاریخ بشر نیز جستجو کرد . آینده پژوهی مشتمل بر مجموعه چالش هایی است که با استفاده از تجزیه و تحلیل منابع، الگوها و عوامل تغییر و یا ثبات، به تجسم آینده ای بالقوه و برنامه ریزی برای آنها می پردازند. آینده پژوهی نشان میدهد که چگونه از دل تغییرات ( یا عدم تغییرات) “امروز”، واقعیت “فردا” تولد می یابد.

به طورکلی در وضعیت کنونی جهان که تغییرات در همه زمینه ها به سرعت انجام می شود، آینده نگری و سازماندهی فعالیت های علمی برای پیش بینی آینده ضرورتی انکار ناپذیر است. در این راستا می توان ادعا نمود که اگر نظام آموزشی هر کشور مبتنی بر آینده نگری نباشد و توانایی آینده نگری اعضای خود را ارتقا ندهد، قادر نخواهد بود تا برونداد چندان مفیدی ارایه دهد، چرا که با عدم بهره گیری از اصل آینده پژوهی بسیاری از فرصت های خود را بدون ارائه دستاورد قابل عرضه ای از دست می دهد.

بررسی موانع، راهبردها و پیامدها

موانع :

   1. انگیزه پایین اساتید در کسب دیدگاه های نوین و نویدبخش درباره آینده

انگيزه پايين اساتيد درکسب ديدگاههای نوين و نويدبخش درباره آينده : متاسفانه انتصابهای علمی و ارتقای شغلی اساتید به میزان زیادی بر اساس بازده پژوهشی است و با توجه به مهارتهای آنها در تدریس نیست. بنابراین اساتید برای توسعه مهارتهای خود و یا ارتقای کیفیت تدریس از انگیزه کمی برخوردارند. این مساله زمانی حل میشود که کیفیت تدریس، ارزشیابی و بازده یادگیری به اولویت اصلی موسسات و مراکز آموزشی تبدیل شود.

   2. استفاده ناصحیح از حیطه های سه گانه تدریس در آینده پژوهی

 استفاده ناصحيح از حيطه های سه گانه تدريس در آينده پژوهی : ما باید موقعی که از دانشجو یا دانش آموز ارزیابی به عمل میآوریم پنج حیطه را ارزیابی کنیم یعنی حیطه دانش، فهم و درک، کاربرد، تجزیه و تحلیل، ترکیب و ارزشیابی این حوزه شناختی است اما در دانشگاه ها متاسفانه فقط در سه حیطه اول حوزه شناختی مانده ایم و متاسفانه در حیطه عاطفی و روانی- حرکتی این حیطه ها را هم اجرا نمی کنیم.

   3. یکسان نبودن رویکرد اساتید در آینده پژوهی

 يکسان نبودن رويکرد اساتيد در آينده پژوهي : پس ایراد اول یا مشکل و آسیبی که ما در آینده پژوهی در دانشگاه ها داریم، تفاوت رویکردهای ما با یکدیگر است، پس باید رویکردهایمان را یکسان کنیم و ببینیم از چه رویکردی استفاده می کنیم

   4. عدم توجه دانشجویان به شیوه تفکر نظام مند درباره آینده

 عدم توجه دانشجويان به شيوه تفکر نظام مند درباره آينده : متاسفانه در بعضی مواقع، ما تفکر کردن حال نگری را حتی برای دانشجویان فراهم نمی کنیم. مثال دانشجو نمی داند به دنبال چه چیزی برای تحصیل آماده و قرار است بعد از فراغت از تحصیل چه کاری را می خواهد انجام دهد و این با هدف آموزش عالی در غالب تربیت افراد متخصص در تناقض است .

استراتژی ها (راهبردها) :

   1. استفاده از روشهای آینده پژوهی منتقدانه

استفاده از روشهای آينده پژوهي منتقدانه: روشهایی که در این زمینه توصیه میشود روش گروهبندی، روشگروهی، پروژه ها و تکالیف، روشهای حل مساله شیوه های جدید تفکر را میآموزد و تکنیک های جدید بارش مغزی می تواند در این زمینه موثر باشد. بارش مغزی در واقع با اشتراک گذاشتن افکار و ایده ها در گروه می تواند ایده های جدیدی را به وجود بیاورد و خلاقیت شکل گرفته و جرقه موضوع مهمی برای آینده باشد. در واقع روش های مشارکتی می تواند موثر باشد. در این روش می توان فکر افراد را درگیر مسائل مختلف و به تفکر انتقادی دعوت کند. تفکر منطقی می تواند موثر باشد. همه چیز را نمی توان پذیرفت و باید بر روی آن فکر کرد.

   2. استفاده از هوش راهبردی

استفاده از هوش راهبردی: ما باید در آموزش عالی به تمام نکات یک دانشجو توجه کنیم، ارزش هایی که در آینده ممکن است بخواهد به آن دسترسی پیدا کند. یک دانشجویی در آموزش عالی دارای هوش راهبردی است که هشت نوع هوش از قبیل هوش کلامی، عاطفی، منطقی، طبیعت گرایانه، درون فردی، محاسباتی، کامپیوتر و فناوری و هوش مهارت های اجتماعی داشته باشد.

   3.ضرورت تفکر در مورد آینده به عنوان یک عمل تربیتی

ضرورت تفکر در مورد آينده به عنوان يک عمل تربيتي : به نظر می رسد ایجاد مراکز مطاتعات و تحقیقات آینده نگر می تواند در نگرش توسعه پایدار، شناخت و پیش بینی آینده و دوراندیشی در برخورد با تحولات آینده بسیار با اهمیت باشد. در کشور ما که جزو کشورهای در حال توسعه است، به علت محدود بودن نیروهای علمی خارج از دانشگاه ها و مراکز علمی، ضروری است که دانشگاه ها سهم مناسبی از فعالیت های خود را به مطالعات آینده پژوهی اختصاص دهند. تفکر در مورد آینده به عنوان یک عمل تربیتی ضروری است.

   4. توجه به مفاهیم و اصول تدریس آینده در کلاس درس

توجه به مفاهيم و اصول تدريس آينده در کلاس درس روشهای کهنه باید فراموش شوند و مدیریت کلاس باید مشارکتی باشد. همه افراد (استاد و دانشجویان) باید مسئول یادگیری یکدیگر باشند. به دلیل حجم مطالب، تأکید بر اصول اساسی خواهد بود و دیگر مطالب جزئی کارساز نخواهد بود. در کلاسهای آینده، اهداف مبتنی بر زندگی فرد(اکنون و آینده) است. باید کلاسها، آمادگی استفاده از ظرفیت هایی که تکنولوژی های جدید فراهم میکند را داشته باشد (بتواند از ظرفیتها استفاده کند) . تأکید کالسهای آینده بر راهبردهای فراشناختی، خودگردانی و انگیزشی خواهد بود.

   5.مهارت های منتقدانه و تفسیری از آینده

مهارتهای منتقدانه و تفسيری از آينده : به نظر می رسد که چهار مهارت کلیدی برای موفقیت در آینده فارغ التحصیلان وجود دارد که عبارتند از: مهارت های ارتباطی، محاسباتی، استفاده از تکنولوژی اطلاعات و یادگیری چگونه یاد گرفتن است. همه موسسات و مراکز آموزشی باید به دانشجویان در دست یافتن به این اهداف کمک کنند.

   6.آشنا کردن اساتید با شاخص های آینده نگری

آشنا کردن اساتيد با شاخص های آينده نگری : باید در دوره های بهسازی، آشنایی اساتید با شاخص های آینده نگری، استفاده از سناریونویسی و آشنایی با نرم افزارهای آموزشی لحاظ شود.

پيامدها :

   1.کاربرد آینده پژوهی به عنوان یک رویکرد کلی در تدریس

کاربرد آينده پژوهي بعنوان يک رويکرد کلي در تدريس : آینده پژوهی را می شود از دو دیدگاه مدّ نظر قرار داد یک بحث تربیت افراد آینده پژوه است که می توان یک برنامه درسی مبتنی بر آینده پژوهی نوشت. اما موضوع دیگری که میتواند مدّ نظرقرار داد، این است که می توانیم یک رویکردی در تدریس و آموزش داشته باشیم که در واقع این رویکرد در تدریس به پیش بینی آینده توجه داشته باشد.

   2.در نظر گرفتن فراگیران به عنوان سرمایه اجتماعی برای موفقیت آینده

در نظر گرفتن فراگيران به عنوان سرمايه اجتماعي برای موفقيت آينده :  توانمندسازی اساتید و فراگیران در حوزه های متفاوت و سرمایه گذاری و هزینه در دوره های مختلف آموزشی می تواند مناسب باشد. باید به فراگیران به عنوان یک سرمایه اجتماعی در آموزش عالی توجه شود. هر نظام آموزشی برای پویایی و بالندگی باید نگاه به آینده داشته باشد.

   3.تاسیس مرکز یادگیری در کمک به مطالعه مطالب درسی متنوع راجع به آینده

تاسيس مرکزيادگيری در کمک به مطالعه مطالب درسي متنوع راجع به آينده :  تاسیس مراکز تدریس و یادگیری در دانشگاه ها میتوانند منابع مهمی برای اعضای هیات علمی در تمامی دانشکده ها باشند و به دانشکده ها در حل مشکلات کلاس و برنامه تحصیلی کمک کند و برای اعضای هیات علمی و مدرسان جدید برنامه ریزی نمایند و در طراحی دروس و ارزشیابی ها به آنها کمک کنند.

   4.مهم بودن ترسیم آینده برای دانشجویان

مهم بودن ترسيم آينده برای دانشجويان :  ترسیم آینده برای همه دانشجویان مهم است. ضرورت دارد، دانشجویان به عنوان یکی از عناصر اصلی حوزه برنامه درسی، با این مباحث آشنا شوند.

پيشنهادهای کاربردی

موارد زیر در طراحی روشهای تدریس مبتنی بر توسعه آینده پژوهی در آموزش عالی پیشنهاد می گردد:

برای رشد و توسعه آینده پژوهی و روشهای آموزش آن، کارگاه های آموزشی جهت آشنایی اساتید برگزار شود
از روشهای تدریس مبتنی بر تفکر خلاق، انتقادی و بارش مغزی استفاده شود و از روشهای منفعلانه و سنتی تدریس پرهیز شود
توجه به حیطه های شناختی، عاطفی و روانی حرکتی به صورت یکسان و پرهیز از توجه بیش از حد به یک حیطه خاص در تدریس
تجهیز دانشجویان به دانش و مهارت های لازم برای مقابله با آینده از طریق تقویت قوه تخیل وخلاقیت
استفاده از مولفه های آینده پژوهی در تدریس
آینده روش های آموزش در دوران پساکرونا (آینده نزدیک)

«رویکرد آموزش ترکیبی» و «کلاس درس معکوس» نمونه ‌های رایج از روش‌های آموزشی مبتنی بر فناوری است که انتظار می‌رود در دوران پساکرونا بیش از گذشته جای خود را در نظام آموزشی ایران و جهان بیابد.

کرونا این مهمان نا خوانده اگر چه بدون هماهنگی وارد زندگی ما شد و لطمات بسیاری را بر روح و جسم هم ‌وطنانمان وارد ساخت ولی بی ‌آن‌که بداند و بخواهد می‌تواند منشاء اثرات مثبتی در زندگی، بویژه در آینده روش‌ها و رویکردهای آموزشی به عنوان یکی از مهم‌ترین جنبه‌های حیات ما باشد.

مطالعات انجام شده درباب به‌کارگیری و تلفیق فناوری در برنامه درسی در مقاطع مختلف تحصیلی اعم از پیش‌دبستانی و دبستان تا آموزش عالی گواه این مطلب است که همانند دیگر نوآوری‌ها، در برابر فناوری و به‌کارگیری آن در آموزش به دلایل گوناگون همواره مقاومت‌هایی وجود داشته و در اغلب موارد، نتیجه این مقاومت عدم استفاده یا استفاده ناکارآمد از فناوری بوده است. حال کرونا این مهمان منحوس، چنان این مقاومت را درهم شکست که در دورافتاده‌ترین نقاط کشور هم معلمان و فراگیران در تلاش برای تجهیز خود به سواد فناوری و استفاده از آن در فرایند یاددهی و یادگیری هستند.

از کیفیت و نحوه‌ی سرمایه‌گذاری‌های انجام شده در باب فناوری در مراکز آموزشی به این مهم می‌توان پی برد که نگاه دست‌اندرکاران نظام آموزشی به فناوری غالبا نگاهی تشریفاتی و فانتزی بوده است. به این ترتیب که ابزارهای فناورانه، ابزاری لوکس یا غیراثربخش تلقی شده است که عده‌ای، مراکز آموزشی را بی ‌نیاز از آن دانسته و گروهی دیگر برای اهداف تبلیغاتی اتفاقا هزینه‌ های قابل توجهی را بدان تخصیص داده‌ اند تا این به ‌روز شدن را در پرونده افتخارات مرکز خود ثبت نمایند. بنابراین این سرمایه ‌گذاری‌ها همواره متمرکز بر تجهیز برخی از مراکز آموزشی اعم از مدرسه و دانشگاه به آخرین دست‌آوردهای فناورانه بدون سرمایه ‌گذاری مطلوب درباب فرهنگ ‌سازی و توانمند سازی نیروی انسانی بوده که باید این ابزارها را به ‌کار گیرد. اکنون کرونا به    ‌عنوان یک تغییر ساختارشکن به همگان ثابت کرد که فناوری نه صرفاً پدیده‌ای لوکس و فانتزی قابل انتخاب بلکه جزء جدایی ‌ناپذیر و ضرورتی اجتناب ‌ناپذیر در سیستم‌های آموزشی است.

به تبع تغییراتی که پس از شیوع کرونا در عرصۀ به ‌کارگیری فناوری بوجود آمده و تغییر نگرشی که در این باب حاصل شده است، در نظام‌های آموزشی پسا کرونا، رویکردهای آموزشی دستخوش تغییرات و تحولات اساسی خواهد شد. روش‌های آموزشی مبتنی بر فناوری پیش از کرونا در کشورهای توسعه یافته مورد اقبال مراکز و موسسات آموزشی واقع شده لیکن در نظام آموزشی ما تا کنون با استقبال چندانی مواجه نشده بودند و آنچه در این خصوص رخ داده محدود به مطالعات و تحقیقات دانشگاهی است. اکنون که به مدد کرونا، سد بکارگیری فناوری در آموزش در نقاط مختلف کشور شکسته شده است، انتظار می‌رود این شیوه‌های نوظهور بیش از پیش شناخته شده و جای خود را در نظام آموزشی ما بیابند.

رویکرد آموزش ترکیبی و کلاس درس معکوس نمونه‌هایی رایج از روش‌های آموزشی مبتنی بر فناوری است.

 آموزش ترکیبی به معنای هر نوع ترکیب آموزش حضوری با آموزش غیرحضوری مبتنی بر فناوری در زمان و مکانی فراتر از کلاس درس است که از اوایل قرن بیستم به یکی از رایج‌ترین رویکردهای آموزشی کشورهای توسعه یافته تبدیل شده است. این روش، ضمن بهره‌مندی از مزایای آموزش مبتنی بر اینترنت نظیر انعطاف‌پذیری در زمان و مکان تدریس و یادگیری، از امتیازات منحصربه‌فرد آموزش حضوری همچون ارتباط چهره به چهره معلم و شاگرد نیز بهره می‌جوید]. انتظار می‌رود با تغییرات و رشدی که طی دوران شیوع کرونا، در دانش، نگرش و مهارت‌های یاد دهنده و یاد گیرنده در خصوص کار با فناوری و آموزش‌های برخط بوجود آمده است در دوران پساکرونا، رویکرد تدریس و یادگیری ترکیبی بیش از گذشته جای خود را در نظام آموزشی ایران و جهان بیابد.

کلاس درس معکوس یا وارونه یکی از روش‌های آموزشی ترکیبی است که در سال‌های اخیر، توجه کارشناسان تعلیم و تربیت را به خود جلب کرده است. در این شیوه، محتوای درس به شکل الکترونیکی تولید می‌شود و قبل از کلاس درس از طریق بسترهای مجازی در اختیار فراگیران قرار می‌گیرد. فراگیران پس از دریافت محتوای درس، در کلاس درس حاضر می‌شوند و درباب محورهای درس به بحث و گفتگو و همچنین انجام فعالیت و تمرین می‌پردازند. مطالعات انجام شده در کشورهای مختلف  ثابت نموده‌ است که اجرای کلاس درس به شیوه معکوس، تا اندازه زیادی عملکرد فراگیران در مقاطع گوناگون تحصیلی را افزایش می‌دهد.

در مجموع می‌توان پیش‌بینی کرد که در روش‌های آموزشی پساکرونا، بکارگیری فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی در فرایند یاددهی و یادگیری توسعه چشمگیری یافته و این روش‌ها به سمت روش‌های مبتنی بر فناوری حرکت می‌کند. البته در این مسیر شایسته است که مسوولان نظام آموزشی به راه‌حل‌هایی بیاندیشند تا فراگیرانی که از اقشار کمتر برخوردار جامعه هستند بیش از گذشته دچار آسیب نشوند و به عبارتی عدالت آموزشی برای همه آحاد و اقشار جامعه پیاده گردد.

پایان چاپ

وارد شدن کتاب‌های الکترونیک ارزان قیمت از سال 2010 به دنیای ما، می‌تواند انقلابی در شیوه‌ی مطالعه‌ ایجاد کند. کتاب‌های الکترونیک دستگاه‌های الکترونیک سبکی هستند که می‌توانند تعدادی کتاب‌ و مجله‌ را در خود ذخیره کنند که از اینترنت دان‌لود شده‌اند. فقط یک کتاب الکترونیک می‌تواند همه‌ی کارهای دوره‌ی تحصیلی یک دانش‌آموز را در خود نگه‌ دارد. این کتاب‌ها کاغذ را هدر نمی‌دهند، اما به کاربران امکان می‌دهند یادداشت‌هایی با قلم‌های الکترونیکی روی متن کتاب بنویسند. شاید کتاب‌های چاپی در سال 2050 بخشی از چیزهای مورد علاقه‌ی مجموعه‌‌داران شوند.

 کتاب‌ها هنوزهم برتری‌های یگانه‌ای بر رایانه‌ها دارند. با وجود این، به نظر می‌رسد تا چند دهه‌ی بعدی، کتاب‌های چاپی جای خود را به کتاب‌های الکترونیک خواهند داد.

اینفوگراف آموزش در آینده

متن اینفوگراف آموزش در آینده

در آینده…
۱. مدارس به اشکال گوناگونی تبدیل می‌شوند. گاهی به صورت خودگردان اداره خواهند شد.
۲. دیگر در یادگیری مکان و زمان معنایی ندارد مگر اینکه خود شخص بخواهد در زمان و مکان خاصی آموزش ببیند.
۳. یادگیرندگان و خانواده‌هایشان لیست‌های آموزشی تهیه می‌کنند که نمایانگر علایق، اهداف و ارزش‌های خاص آنهاست.
۴. یادگیرندگان فوق ممکن است به مدارس دولتی بروند و همچنین می‌توانند به صورت دیجیتالی یا در محل فیزیکی هم کسب یادگیری نمایند.
۵. هر روشی که انتخاب شود فردگرایی افراطی به معیاری تبدیل خواهد شد و روش‌ها و متدهای یادگیری هر فردی را شامل می‌شود.
۶. با به‌وجودآمدن آژانس‌های آموزشی، مشاغل معلمان تغییر می‌کند.
۷. شبکه‌های دیجیتالی گسترده, پایگاه‌های داده و منابع محتوایی در یادگیری پررنگ‌تر شده و آموزش به صورت آنلاین صورت می‌پذیرد .
۸. برخی از این ابزار از داده‌های غنی و پرباری بهره برده تا دید عمیقی نسبت به آموزش فراهم آورد و راهکارهایی را برای موفقیت ارائه می‌دهد.
۹. هم‌زمان، جوامع مجازی و جغرافیایی با دیدی را تحت مالکیت خود درآورده و آن را در کنار سایر فعالیت‌ها انجام می‌دهند.
۱۰مردم سعی می‌کنند تا راهکارهای جدیدی را کشف کنند و لذا موج جدیدی از خلاقیت‌های اجتماعی باعث کشف محدودیت‌ها و چالش‌های محتوایی می‌گردد.
۱۱. اشکال مختلف مدارک، گواهی‌نامه ها و تصدیق‌نامه‌ها نشان‌دهنده روش‌های مختلفی خواهد بود که از طریق آنها افراد علم آموزی می‌کنند.
۱۲.کار آن‌قدر پیشرفت می‌کند که آمادگی دائمی جهت کار به معیاری تبدیل می‌شود.

این تغییرات نشان می‌دهد که یک اکوسیستم متفاوت آموزشی در راه است که در آن آموزش خود را با هر کودک تطیبق می دهد تا اینکه کودک خود را با آموزش وفق دهد.

محقق: سیده مهدیه مختاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *